b b جانم فدای امام نقی علیه السلام
جانم فدای امام نقی علیه السلام
ماییم و نوای بی نوایی،بسم الله اگر حریف مایی
 
جمعه 16 آبان 1393 :: نویسنده : تنهاترین سردار


بسم الله الرحمن الرحیم
اخیرا امام خامنه ای مطلبی را در مورد برهنه شدن در هیات های مذهبی مطرح فرمودند که حاکی از عدم رضایت ایشان از این موضوع داشت
بنده اصلا بحث فقهی نمیکنم وابتدا به آقا به عنوان یک فقیه نگاه نمیکنم, بلکه به قول استادم به عنوان یک فردی که خیلی به گردن ما حق دارد و رهبر ما هستند....
بنده سوال میپرسم,آیا امام خامنه ای آنقدری گردن ما حق دارند که خارج از بحث فقهی چیزی را از ما طلب کنند یا خیر??
اصلا نایب امام زمان وولایت فقیه بودن به کنار آیا انقدر حق گردن ما دارند که اگر طلب کردند و خلاف شرع هم نبود و ضرر جانی و مالی هم نداشت به ایشان چشم بگوییم?
هر آدم منصفی که کمترین ارادتی به نظام دارد این را تایید میکند که آقا انقدر حق برگردن ما دارند..
اما......
کسانی این وسط چپ کردند که نه تنها این حق را برای آقا قایل هستند بلکه فدا کردن جان را به ایشان واجب میدانند..
کسانی که گلوی خودشان را پاره میکردند که رهبرا از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن..
هیات هایی که خودشان را ولایی و فدایی آقا حساب میکردند!!!
در یک کلام: باختنند!!!
نه قصد ندارم بگم ضد ولایت فقیه هستند!خود آقا فرمودند اگر کسی نظری غیر از نظرم داشتند نگویید ضد ولایت است
نخیر اتفاقا ولایی هستند اما : کم آوردند!!!
آقا که نگفتن فتوا... حکم نبود که... من که مرجعم آقا نیست.. حکم آقا مقید بود مطلق نبود..آقا گفتن بهتره اینطور باشه واجب نکردن که...
خیلی جلوی خودمو میگیرم که مقایسه ای که توی ذهنمه رو انجام ندم.. اهل اشاره میدونن من چی میگم....
نگران شدم....
خیلی هم نگران شدم...




نوع مطلب :
برچسب ها : امام خامنه ای، برهنه شدن، اشاره،


یکشنبه 13 مهر 1393 :: نویسنده : تنهاترین سردار

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی بود...یکی نبود......
یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه , مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد..

 همان ریشوی افراطی....
 

همینطوری که داشت راه میرفت ,وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد:خواهرم حجابت.. خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن..
نگاه کرد دید یه جوون ریشو, از همونا که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده..

[همان ریشوی افراطی....
 

به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره, مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه اون وقت اومده میگه چکار بکنید وچکار نکنید...تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه,وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات..
بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن.. پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت: خدایا این کم رو از من قبول کن..
شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد, گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد..
فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و... بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت... توی پارک دوباره قضیه دیروز ذو برای دوستاش تعریف میکرد و بلند بلند میخندیدند..
شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد: خانمی برسونیم...لبخند زد و گفت برو عمتو برسون , بعد با دوستش زدن زیر خنده..
پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یکباره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به سمت ماشین کشید.. دختر که شوکه شده بود , شروع کرد به داد و فریاد, اما کسی جلو نمیومد , اینبار با صدای بلند التماس کرد , اما همه تماشاچی بودن,هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن..
دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه.. آهای ولش کن بی غیرت مگه خودت ناموس نداری.. وقتی بهشون رسید سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو .....و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد...
دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو, از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن.. از همونا که به نظرش افراطی بودن, افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه.. ناخودآگاه یاد دیروز افتاد..
اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد:
وقتی خواستن به زور سوارش کنند , همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش میگفت: خواهرم حجابت..
همان ریشوی افراطی..
.

من از این ریشو های افراطی زیاد میشناسم.....

] همان ریشوی افراطی....





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

 همایشی با مجوز الهی و مطابق با قانون اساسی

عصر دیروز  علی رغم سنگ اندازی بعضی از مسولین همایشی تحت عنوان حجاب و عفاف در میدان فاطمی تهران برگزارگردید. 
چند نکته در این همایش جالب توجه بود...
 اول نوع برخورد مسولین و خبرگزاری ها , که تقریبا همگی آن تجمع را یک کار زشت و قبیح و خودسرانه نام گذاشتند , تیتر اکثر خبرگزاری ها این بود که همایشی بدون مجوز در میدان فاطمی تهران برگزار شده , در ادامه توضیحاتشان ده ها دلیل بی منطق آورده بودند که این حرکت عظیم خود جوش مردمی را زیر سوال ببرند, مثلا چرا همین ها که الان اعتراض می کنند زمان احمدی نژاد تجمع نکردند,.. یا اینکه این ها طرفدارن فلان دولت و فلان جبهه هستند و.... 
یعنی میشود کسی انقدر کوته فکر باشد که نفهمد امت حزب الله سر دین با کسی عقد اخوت ندارد?اگر امت حزب الله آن روز سکوت کرد دلیل این بود که آن روز وضع مثل امروز نبود.. دلیل حضور امت حزب الله یک چیز بود و آن احساس تکلیف!
نکته دوم هیاهویی بود که این خبرگزاری ها برای نداشتن مجوز مراسم به راه انداختند, بنده سوال میپرسم, چرا کسی برای شکستن نص قانون خدا, قرآن وقانون اساسی کشور که حجاب است مجوز نخواست و شما سکوت کردید??چرا نمیگویید بی حجاب ها با چه مجوزی همه دین را به سخره گرفته اند...
همایش دیروز نه تنها غیر قانونی نبود بلکه مطابق با قانون الهی و قانون اساسی کشور بود, هم اصل ۲۷ قانون اساسی و هم قانون الهی عدم سکوت در برابر شکستن قوانین الهی.. 
با اینکار ها نخواهید توانست ما را سرد کنید, چند لیتر خون که این حرفا را ندارد, همه قطراتش فدای اسلام عزیز.. 
در آخر به مسولین هشدار میدهیم که اگر به وضع حجاب و عفاف رسیدگی نکنند بند میم وصیت امام به اجرا در خواهد آمد




نوع مطلب : مسایل اجتماعی، حجاب، 
برچسب ها :


چهارشنبه 18 دی 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار


بسم الله الرحمن الرحیم

کشف حجاب از دیروز تا امروز

87 سال پیش در چنین روزی واقعه یا بهتر بگوییم فاجعه ای به نام کشف حجاب اتفاق افتاد،فاجعه ای که وقیحانه عفت فاطمی زنان این دیار را هدف قرار داده بود واز ان ها میخواست تا برای رضایت اربابان غربی حجاب خود را زمین بگذارند و این بی شرمی تا آنجا بود که اگر کسی چادرش را محکم نگه میداشت، با کتک، چادر و حجاب از سرش بر میداشتند...
اما همه چیز آنطور که آنهاا انتظار داشتند پیش نرفت،چرا که شیرزنان عفیفی بودند که  زینب وار شعار میدادند:حسین و عباس میدهیم اما نخ معجر نمیدهیم،نجیب زنانی که میراث مادر پهلو شکسته را حتی اگر زیر چکمه ها وچماق ها پهلویشان میشکست زمین نمیگذاشتند..
شیر مردانی بودند که جان میدادند اما ناموس خود را به حراج چشمان هرزه نمیگذاشتند،غیور مردانی که قیام بزرگ مسجد گوهر شاد را به راه انداختند ..
علمایی بودند که مثل همیشه در صف اول سینه ها را در دفاع از اسلام سپر کردند تا اینبارحجاب و چادر که پرچم اسلام است زمین نیفتد.

و امروز چه ساده پذیرفتیم این کشف حجاب را...کشف حجابی به مراتب گستره تر و تلخ تر را...

یکی از افسران کشف حجاب در آن زمان ،با همسر با حجابش اتمام حجت میکند که دفعه بعد که بیرون رفتیم باید بدون حجاب بیرون بیایی ..میگفت شنیدم که همسرم در اتاق با کسی حرف میزند،گوشم را که به در چسباندم متوجه شدم در حال راز و نیاز با خدا میگوید که اگر قرار است بدون حجاب بیرون بروم جانم را بگیر..گفت خواستم در را باز کنم تا بگویم نیاز به بی حجاب آمدن نیست که ....متوجه شدم خدا جان اون را گرفته است...

شاید بپرسید چرا میگویم کشف حجابی بزرگتر!

آنروز زنان و دختران همه اشک میریختند و مردان رگ های گردنشان ورم میکرد اما امروز همه یا بازیگرند یا تماشاچی..
امروز که کسی برای داشتن حجابش کتک نمیخورد ..امروز که قانون صراحتا بی حجابی را جرم دانسته..امروز که هزار هزار شهید در خون خود بال بال زدند تا ارزش های دینی زنده بماند..امروز امروز امروز این بی حجابی و این کشف حجاب به مراتب بزرگتر از آن روزهاست.
کمترین تکلیفی که در این شرایط بر دوش ماست این است که اگر توانایی امر به معروف و نهی از منکر را نداریم لااقل انزجار خود را از این شرایط اعلام کنیم و از مسولین مربوط بخواهیم که در اعمال قانون  مبارزه با بی حجابی جدیت به خرج دهند.
امروز دیگر وقت مدارا نیست!!کار از خواهرم حجاب و برادرم نگاهت گذشته است!دشمن وسط میدان است و اگر کسانی اگاهانه یا نا آگانه در جبهه دشمن به سمت دین عزیز اسلام تیر می اندازند،خواهر یا برادر ما نیستد که اگر هم باشند مقابله با آن ها تکلیف و قانون ماست،چنانچه در جنگ های صدر اسلام گاهی برادر،برادرش را در دفاع از دین میکشت...
امروز هر کدام از ما در هر موقعیتی که هست باید کاری بکند،دانشجویان و طلاب میتوانند با تنظیم نامه و امضای جمعی و ارسال آن به مراکز قضایی و ذی ربط انزجار خود را از وضع موجود اعلام دارند و خواهان برخورد جدی با این مسله شوم شوندقلم به دست ها نیز میتوانند با نوشتن مقالات در این امر موثر باشند و اگر این را هم نمیتوانید با تماس گرفتن با دستگاه های مربوط این خواسته را عنوان کنید.
به لطف خدا پیگیری شما اثر خواهد گذاشت و مسولین خواب را بیدار خواهد کرد که اگر چنین هم نشود نزد خدا حجت خواهیم داشت
.




نوع مطلب : حجاب، شهدا، 
برچسب ها : کشف حجاب،


پنجشنبه 9 آبان 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

حجاب محدودیت نیست مصونیت است!!
حجاب مانند چتری است که از دختر محافظت میکند!!
حجاب و چادر یعنی ذره فولادین در برابر همه خطرات!!!
حجاب.....

تا کجا میخواهیم شعار دهیم و با این تعاریف غلط خودمان را سرکار بگذاریم،تناقض گویی تا به کی؟!!چرا با تعاریف غلط از حجاب آن را بد تبلیغ میکنیم؟چرا فکر میکنیم اگر چادر و حجاب را آن چیزی که نیست تعریف کنیم در حق آن لطف کرده ایم و دیگران فوج فوج به سمت چادر و حجاب می آیند...

حجاب محدودیت است

وقتی باران میبارد وزن چادر چند برابر وزن طبیعی میشود،وقتی آفتاب میتابد گرمای آن مغز را میجوشاند،وقتی راه میروی دستانت درگیر گرفتن چادر میشود،مرتب خاکی میشود و باید دقت کنی زمین را با آن جارو نکنی،با چادر نمیشود آنطور که باید دوید،با چادر نمیشود هر کار که بی چادر میشود کرد،با چادر نمیشود هر جایی رفت......و ما مدام شعار می دهیم حجاب محدودیت نیست!!!شعار تا کجا؟!!همه موارد بالا نشان میدهد

حجاب چتری نیست که از دختر محافظت می نماید

حجاب نه چتر است و نه ذره پولادین،حجاب باعث کور شدن چشم نامحرم نمی شود،حجاب مانند آن شکلات نیست که اگر پوست نداشته باشد دور آن مگس جمع می شود،حجاب صدف نیست که شما را مثل گوهر در بربگیرد،بلکه فقط چند متر پارچه است و هنری جز این ندارد که شما را بپوشاند،این همه عکس و پوستر بی محتوا و این همه شعار اگر میخواست اثر کند امروز وضع حجاب این نبود..اگر نظر شما چنین است پس باید این سوال ها را که از افراد بی حجاب مطرح میشود پاسخ بدهید: اگر بنا بود حجاب چتر باشد ویا باعث مصونیت شود و یا چشم نامحرم کور میکرد پس چرا وقتی من چادری بودم از همیشه بیشتر متلک میخوردم،پس چرا فلان دوست من که با چادر است روی همه بی حجاب ها را سفید کرده،پس چرا من کسانی را دیدم که با چادر هرکاری میکنند و.....اگر بخواهید به ان ها پاسخ بدهید جز در غالب شعار نخواهید توانست ..در نهایت میگویید خب آن ها بد بودند تو خوب باش و اگر بخواید به او توضیح بیشتر دهید باید همه شعارهایتان را در مورد حجاب نقض کنید و در اینجاست که شکست خورده اید.


حجاب نیامده که....

حجاب نیامده که شما بتوانید ازادانه به هر کاری که میخواید بپردازید،حجاب نیامده که جواز اختلاط و جلسه گرفتن با نامحرم باشد،نیامده که جواز نشستن فرد شانه به شانه نامحرم در تاکسی باشد،حجاب نیامده که با داشتن آن بتوانید آرایش کنید و از زیر آن لباس های رنگا رنگ پوشد و مانند شنل از آن استفاده کنید تا زیباییتان را رخ بکشید

قرار نیست با حجاب زیبا شوید

برخی حجاب را زیبایی تعریف میکنند در حالی که رسالت اصلی حجاب و چادر ان است که با پوشاندن همه زینت ها و زیبایی های شما از جمله مو و برجستگی های بدن جلب توجه شما را کمتر نماید،اثبات حرفم هم این که شما اگر احساس کنید زیباییتان زیاد است و این مطلب باعث جذب شدن نامحرم به سمت شما شود موظف هستید حتی صورتتان را بپوشانید همچنین دین به شما دستور میدهد از هر چه باعث جلب توجه نامحرم میشود حتی صدای پاهایتان،اجتناب کنید.پس حجاب قرار نیست با حجاب زیباتر شوید و مجاز نیست از رنگ هایی استفاده کنید که حجابتان زیبا جلوه کنید.

بی حجاب زیبا تر هستید

ا
انشالله ادامه دارد










نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها :


جمعه 18 مرداد 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرجیم

توجیه هایی از جنس ریش و چادر

بعضی از افراد چادر و حجاب را اصلا جدی نگرفتند،خب با اونا فعلا کار نداریم....
در مقابل بعضی ها خیلی این چند متر پارچه مشکی رو جدی گرفتند!!! و تصور میکنند همین که چادر سر کردند جواز خیلی از کارها را پیدا خواهند کرد
....


میگیم
(ما مثلا مذهبی ها) پیامبرصل الله علیه و آله فرمودند که از اختلاط جلوگیری کنیم...
میگیم حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند که خیلی خوب است که زنان دیده نشوند...
میگیم فرمودند جز به ضرورت جدی زن از خانه خارج نشود...
میگیم فرمودند که نگاه به نامحرم تیر زهر آلوده..
میگیم شوخی با نامحرم خیلی بده ها ،خیلی بد...
میگم قرآن فرموده زن ها زینت نداشته باشند..
میگیم....میگیم....میگیم....

خیلی عجیبه همه اینا رو گفتیم اما اگر آقا چند سانت ریش داشته باشه و خانم چندمتر پارچه سیاه روی سرش بندازه خیلی از این میگم ها عوض میشه...


اختلاط اختلاط

اره درسته،گفتیم پیامبر صل الله علیه وآله فرمودند که اختلاط نباشه،حضرت زهرا سلام الله علیها هم همینو فرمودند ،اما نگفتند که با چادر یا بی چادر!!!!!گفتن؟حالا اگه این چند متر چادر باشه میشه بریم توی اختلاط...یعنی مشکل همین چند متر پارچه مشکیه که جواز ورود به هر مکانیه...
موندم...!!!پس چرا قید نذاشتن معصومین علیهم السلام که در صورتی که همراه با چادر باشد اختلاط بلامانع است!!!!

ضرورت ضرورت

گفتیم زن باید فقط به ضرورت از خانه خارج بشود..اما  وقتی چادری باشد چه اشکالی دارد که با رفیقاش پارک و سینما و اردو و ....برود؟ها؟مهم اینه که چادر سر دارد...
میدانید چقدر ضرورت دارد یک زن رشته ساختمان بخواند؟اگر نخواند آنوقت چه کسی میخواهد ساختمان بسازد؟ آقا؟هااا؟
میدانید چقدر ضرورت دارد زن برق و معماری و کشاورزی و ساخت و تولید و ...بخواند؟؟!اگر نخواند چه کسی باید برقکاری و معماری کند یک آقا؟؟!!هااا؟
از طرفی هم دخترهایمان دندانپزشکی و مامایی و پوست میخوانند که ضرورت است که پزشک خانم وجود داشته باشد اما در عمل آمار نشون میده خانم ها اغلب گرایش به پزشک آقا دارند  و آقایان گرایش به پزشک خانم..با این توجیه که خانم ها میگن مرد مسلط تره،دستش نمیلرزه ،اقایان هم میگن زن کارش ظریفتره و دقتش بیشتر!!آمار میگه ها!!! اگر چادر و ریش دار باشند که اشکال ندارد..
..

روابط دختر و پسر

بله گفتیم تا میشود، دختر و پسر اصطکاک نداشته باشند،اما همین که پای بعضی از انجمن های اسلامی دانشگاه وسط آمد،موقع برگزاری  مراسم و جلسات بی محتوا...گاهی هم خنده،گاهی هم نگاه!!.. نهههههههه اونجا همه مقدسن،چون پسرهایش ریش دارند و دخترانش چادر...!!!!
فریاد زدیم و محکوم کردیم که  آهای دختران و پسران بی حجاب با هم به اردو نروید،صدتا سایت مذهبی تصاویر اردوهای مختلط دانشجویان را پخش کردند که چنین و چنان....اما همین که این اردوها در غالب بسیج دانشجویی باشد بلامانع است،با هم اردوهای جهادی میروند و عکس یادگاری می اندازند و به عنوان افتخار عکس را در نشریه دانشجویی چاپ میکنند
.
.فقط مشکل همین چند متر پارچه مشکی و دو سانتی متر ریشه؟اینا شد مجوز اردوهای مختلط؟

زینت زینت
گفتیم زینت نداشته باشید چون مهمتر از همه خدا خواسته نداشته باشید، و چون باعث جلب توجه میشه،....اما اگر حجاب رو تبدیل کردیم به زینت اشکال نداره،اگر از زیر چادر روسری لبنانی و رنگی که خودش زینته زدیم بیرون اشکال نداره،...اگر کفش پاشنه دار و شلوار لی و جوراب رنگ پا پوشیدیم هیچ اشکالی نداره چون چادر داریم...
چون همه بد هستن و ما صرف چادر داشتن هر کاری حق داریم بکنیم...
روسری لبنانی مثل یه قاب زیبا دور صورت رو میگیره و صورت رو چند برابر زیباتر میکنه این زینت نیست؟؟کفش های رنگی از زیر چادر مشکی زینت نیست...


کاش میفهمیدیم که چادر و ریش جواز اختلاط و هیچ چیزی نیست...هیچ چیز.....


کمی منطقی باشید!!!تعدادی پسر با فشار شهوانی بسیار بالا ،شرایط ازدواج ندارند،علیه السلام هم نیستند،اگر چهار سال با دختر همکلاس شوند چه نگاهی به آن دختر خواهند داشت؟انسانی یا جنسی؟فکر میکنید مهم است برای آن پسر طرفش چادری باشد یا مانتویی؟آرایش کرده باشد یا نکرده باشد؟
مجبورم بگم عذر میخواهم،نگاه  و توجه پسر به قسمت دیگری از بدن دختر است هر چقدر هم با حجاب باشد  پسر چیز دیگری را طلب میکند و اتفاقا هر چه دست نیافتی تر با ارزش ترخواهد بود برایش..
یعنی حجاب این تعاریف که میگویند نیست که چتر است، که ذره فولادین است و  انتی ویروس..بین محرم و نامحرم جاذبه است،شما فکر میکنید اگر حجاب کامل را رعایت کنید پسر تحریک نمیشود؟اشتباه میکنید به خدا قسم که اشتباه میکنید....
حجاب نیامد که جواز اختلاط شود،اگر بود در صدر اسلام نیز چنین میشد،اما داریم که امام علی علیه السلام خطاب به مردم کوفه میفرمایند که وای بر شما که بی غیرت شده اید و مردان و زنانتان در بازار کنار هم راه میروند...
تو رو خدا منطقی باشید حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند که بهترین حالت برای زنان حالتی است که نه  مردی را ببینند و نه مردی آن ها را ببیند،..همینجا بود که حضرت رسول فرمودند فاطمه پاره تن من است...شما حجاب هم داشته باشید ضمن این که فکر کنیم پوشیه هم میزنید بازهم دیده خواهید شد و هم مردان را خواهید دید...
حجاب محدودیت است!!!!هر کسی جز این را گفته اشتباه کرده است،حجاب محدودیتی است که باعث مصونیت میشود..


دوستان خواهش میکنم قبل از هرگونه اعمال نظری مطلب توجیه 2 را هم مطالعه بفرمایند و با منطق و حق بینی راجب مسایل قضاوت فرمایند..لطفا کامل و با دقت مطالب توجیه 2 رو بخوانید پاسخ خیلی از سوالاتتان را دریافت خواهید کرد






نوع مطلب : مسایل اجتماعی، حجاب، 
برچسب ها : توجیه، ریش، چادر،


پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

عده از دوستان در قسمت نظرات موارد و انتقاداتی را مطرح فرمودند که تصمیم گرفتم به سوالات مشترک دوستان در این قسمت جواب بدهم...
لطفا برای مشاهده سوالات به ادامه مطالب مراجعه فرمایید



ادامه مطلب


نوع مطلب : مسایل اجتماعی، حجاب، 
برچسب ها : حجاب، توجیه،


شنبه 1 تیر 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

تاکسی و شانه به شانه نامحرم!!!

مطلبی که مینو یسم را شاید خیلی ها نپسندند،شاید خیلی ها  بگویند  متحجر  و یا.. ... شاید هم تلنگری باشد برای بعضی ها ....
نمیدانم چطور شد و از کجا خوردیم که چشم باز کردیم و دیدیم چیزهایی را که نباید....



از نظر خیلی از ما یعنی  مردانی که مدعی غیرت و زنانی که مدعی حیا و به طور کلی مردان و زنانی که مدعی دینداری هستند این موضوع ایراد دارد که زن و مرد یا دختر و پسر شانه به شانه هم بنشینند اما هر روز میبینیم که در بین همین مدعی ها این اتفاق می افتد و روز به روز  این مساله عادی تر میشود...خیلی برایم غیر قابل باور هست وقتی میبینم دختری  حجابش را به طور کامل رعایت کرده اما در تاکسی ،به فاصله یک تار مو (یا شاید بی فاصله) با شانه یک نامحرم می نشیند یا مردی که ادعای غیرت دارد رضایت بدهد که همسرش شانه به شانه یک نامحرم بنشیند..

شاید بگویید چه اشکالی دارد .....
بفرمایید درست میگویم یا نه؟


-وقتی دختری با مادرش قصد سوار شدن در عقب تاکسی را دارند ابتدا دختر سوار میشود و بعد از آن مادر تا اگر نفر سوم وارد تاکسی شد و آقا بود کنار دختر خانم ننشیند..

-وقتی زنی با همسرش قصد سوار شدن در عقب تاکسی را دارند اول زن سوار میشود و بعد مرد...

-وقتی خواهر و برادری قصد سوار شدن در عقب تاکسی را دارند ابتدا خواهر سوار میشود و بعد برادر...

بنده تا کنون موردی را ندیدم که برعکس موارد بالا که عرض شد اتفاق بیفتد و این مطلب نشان دهنده این است که نشستن محرم و نامحرم  ،در اصل و در ذهن ما ایراد دارد،چرا که اگر اینگونه نبود، در موارد بالا تفاوتی نداشت که ابتدا چه کسی سوار شود....اما متاسفانه وقتی همان دختر یا زن تنها در تاکسی سوار میشوند شانه به شانه نامحرم مینشینند!!! این را چگونه میشود تعریف کرد؟؟آیا تناقض نیست؟؟


شک نکنید!!!

وقتی کنار یک پسر با فاصله نزدیک نشستید باعث آزاد شدن انرژی جنسی او خواهید شد ،در روزگاری که افراد بیمار دل روز به روز درحال زیاد شدن هستند خیلی بیشتر باید مراقبت کرد و  اگر خانمی برای نجابت و حیای خود ارزش قایل باشد هیچگاه خود را در شرایط لذت جنسی یک نامحرم قرار نمیدهد

در خانه اگر کسی هست همین یک حرف بس است!

این مطلب را از زبان راننده گان تاکسی شنیدم که میگفتند:بسیار پیش میاد که وقتی میخوایم آقایی رو سوار کنیم اول نگاه میکنه عقب ماشین اگر دختر بود سوار میشه و اگر نبود منتظر میمونه سوار ماشینی بشه که کنار یک خانم بشینه....


پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.بهشت جوانان، ص 468.
آیا امروز این درد بی درمان را در همه جوامع مشاهده نمیکنیم؟؟

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد..بحارالانوار ج 74 ص 291

بعضی از ما در کمال تاسف خودمان را از کلام معصومین کاملتر میدانیم و به کلام با ارزش آن ها تهمت قدیمی شده و از کار افتاده میزنیم و نتیجه اش جامعه کنونی شده،پر از طلاق،پر از خودکشی،مملو از فساد و...

راهکار...

مواردی که  گفته شد هیچ کدام به معنای حذف زن از اجتماع و زندانی کردن او در خانه نیست ،دین و به تبعیت از دین بنده مخالف حضور زن در اجتماع نیستیم اما در شرایطی که نگاه ها به زن انسانی باشد نه نگاه جنسی..!!به شرطی که وقتی زن کنار جاده منتظر ماشین می ایستد تمام ماشین های عبوری یکباره مسافرکش نشوند....در شرایط فعلی حضور زن  جز به ضرورت در اجتماع صلاح نیست ...در مورد تاکسی که بخش کوچکی از آسیب این حضور است میشود به عنوان راهکار مطرح کرد که آقایانی که نمیخواهند ناموس آنها کنار نامحرم بنشیند خودشان هم اینکار را نکنند و برای اینکار میتوانند اگر در این شرایط قرار گرفتند کرایه دو نفر را حساب کنند ،خانم ها هم میتوانند از صندلی جلو استفاده کنند یا اگر عقب سوار شدند کرایه دو نفر را حساب کنند...مطمین باشید هزینه ای که برای اینکار خرج میکنید هزینه برای بندگی است و خدا خواهد دید...
والسلام





نوع مطلب : مسایل اجتماعی، 
برچسب ها : تاکسی، نامحرم،


چهارشنبه 29 خرداد 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

پزشک محرم شما نیست!!

متاسفانه اعتقاد غلطی که بین بیشتر مردم وجود دارد این است که پزشک محرم است!!!افرادی که به انسان محرم هستند  با جزییات در قرآن کریم آمده است و پزشک جزو محارم انسان نیست و هیچ مرجع تقلیدی در رساله اش پزشک را محرم نخوانده..

زن و مرد نامحرم تنها از سه راه به یکدیگر محرم می شوند که این سه راه انحصاری عبارتند از: نسب، رضاع و مصاهره. (تحریرالوسیلة 2/262)
نسب همان ارتباط فامیلی است که عده ای از طریق پدر و مادر با یکدیگر نسبت فامیلی پیدا می کنند مانند برادر و خواهر یا عمه و برادر زاده و مانند آن.
رضاع هم محرمیت از راه شیرخوردن است. اگر زنی با شرایطی که در کتابهای فقهی آمده است نوزاد پسری را شیر دهد خود آن زن در آینده به آن پسر بچه محرم خواهد بود. (البته تعداد دیگری هم از در این بین به هم محرم می شوند که توضیحش در کتب فقهی آمده است)
مصاهره ارتباط فامیلی است که از طریق ازدواج به وجود می آید. مثلا داماد به مادر زن و مادر بزرگ همسر خود محرم می شود.

اگر پزشک به وسیله یکی از این راهها به بیمار خود محرم است که هیچ و اگر هیچ کدام از این عناوین در مورد او صدق نمی کند به هیچ عنوان به بیمار محرم نیست و نخواهد بود؛ حتی یک لحظه.


لمس نامحرم و نظر به او شرعا حرام است. (العروةالوثقی المحشی 5/494-497)


در صورتی که در شهری پزشک زن وجود داشته باشد مراجعه به پزشک مرد جایز نخواهد بود....اگر پزشک زن در شهری وجود نداشت و جان زن در خطر بود میتواند به پزشک مرد مراجعه کند(این حکم همانند خوردن گوشت مردار است که اگر فردی در حال مرگ بود میتواند برای زنده ماندن از گوشت مردار استفاده تا زنده بماند) در مرحله اول مرد باید بدون نگاه زن را معاینه کند،اگر تشخیص نداد از توی آینه زن را معاینه کند و اگر نشد با چشم مستقیم و حق دست زدن هم ندارد....
چقدر تلخ است که خانمی به دندان پزشک مرد مراجعه کند و یا اینکه برای شکستی و سوختگی و مواردی که با جسم  زن مربوط است با وجود اینهمه پزشک زن به مرد مراجعه کند،و چقدر شاهد بودیم که سو استفاده شده و ...


چند حکم فقهی از مقام معظم رهبری که مشابه حکم مراجع دیگر می باشد:


سوال: مراجعه بیمار زن به دندانپزشک مرد جهت معالجات دندانپزشکى چه حکمى دارد؟
جواب:‏ اگر براى اینگونه کارها، دسترسى به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد (اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد) جایز نیست.


سوال: آیا معاینه افراد غیر بیمار براى کنترل سلامتى آنها، توسط پزشك نامحرم جایز است؟
جواب: اگر ضرورت نباشد جایز نیست.


سوال: آیا مرد مى‌تواند نزد دکتر زن نامحرم رود؟ (با لمس بدن)
جواب: با امكان لمس از روى لباس یا با دست كردن دستكش هنگام معالجه مانع ندارد و بهتر است اگر ضرورت ندارد مرد به دكتر زن مراجعه نكند و چنانچه مستلزم لمس یا نظر حرام باشد، جایز نیست.








نوع مطلب : مسایل اجتماعی، 
برچسب ها : پزشک، محرمیت،


بسم الله الرحمن الرحیم



شاید شما هم یکی از کسانی باشید که شرایط ازدواج ندارید،دختر هستید و خواستگار ندارید و یا پسر هستید و توانایی ازدواج ندارید ،در هر صورت این موضوع باعث شده به شما فشار زیادی بیاید تا جایی که دست به دامن خدا شده باشید ،البته این خیلی خوب است که نیازهایمان را به خدا بگوییم اما خیلی باید مواظب باشیم که رابطه بنده گی ما با معبود بهم نخورد..این یعنی نباید اجازه بدهیم که عبادات ما فقط برای خواسته هایمان باشد..
 در این صورت اتفاقات زیر برای ما پیش خواهد آمد:


1- عبادات شما زیبایی نخواهد داشت، و خدا فراموش میشود:

به این صورت که خدا را برای عظمت و بزرگی و این همه دلیل بر پرستش عبادت نمیکنید و همه توجه شما به سمت گرفتن حاجت خواهد بود و در این صورت خدا برای شما تبدیل میشود به نعوذبالله غول چراغ جادو،که فقط ایستاده تا حاجات شما رو برآورده کند،در این صورت هیچ لذتی از عبادت نخواهید برد و کم کم خدای شما شباهت پیدا میکند به همسر،یعنی هر وقت تصمیم بگیرید یاد خدا بکنید خواستن همسر در نظرتان می آید...

2- احساس میکنید هر چه خدا را فریاد میزنید صدای شما را نمیشنود  و شما رو فراموش کرده:
از آنجایی که لذتی از عبادت نمیبرید،این احساس به شما دست میدهد که من دارم برای خودم فریاد میزنم و خدا اصلا توجهی به من نداره،اصلا شاید فراموشم کرده ،اگر اینطور نبود پس چرا آرومم نمیکنه!!!....دریغ از این که خودمان راه را اشتباه رفتیم..

3- اگر به مراد دل نرسیدید کم کم از خدا و خیلی چیزای دیگه نا امید میشوید:
اگر مدتی گذشت و به حاجت نرسیدید به تدریج با خدا مشکل پیدا میکنید و ازاو عصبانی میشو ید ،چون خدا در نظرشما غول چراغ جادویی بوده که نتوانسته آرزوی شما رو برآورده کند،پس از رحمتش نا امید میشوید...اینجاست که یادمان میرود رابطه بنده با خدا چگونه باید باشه،و این رابطه را خراب میکنیم..

4- دچار افسردگی و روز مره گی میشوید:
کاملا طبیعی هست که وقتی خدا را از زندگی خارج کنید و بزرگترین گناه که نا امید شدن هست را انجام بدهید،دچار سرخوردگی و افسردگی میشوید و احساس میکنید هیچ چیز نمیتواند آرامتان کند ..

5- شیطان از این فرصت طلایی بهره میبرد و به سراغتان می اید:
در این مرحله شما برای شیطان حکم هلوی پوست کنده را دارید،یعنی آماده هستید برای این که جذب شیطان بشوید چرا که از خدا نا امید شدید وشیطان دنبال چنین افرادی است،حضرت علی علیه السلام میفرمایند:بزرگترین گناه نا امیدی است....چرا که زمینه سازی است برای این که انسان را به دام شیطان بیندازد..

6- ترجیح میدید خودتان دست به کار شوید :
اینجا دیگه افسار دست شیطان است و هر طور بخواهد میتازد،در این مرحله هست که گناه برای شما کم رنگ میشودو به ندریج دست به هرکاری میزنید که خودتان را از تنهایی در آورید،از رابطه با نامحرم گرفته تا خودنمایی و عرضه تن...

7- چشم باز میکنید و میبینید که به هزار گناه گرفتار شدید و تنهای تنها هستید:
بله دوستان شما در این مرحله یک بازنده هستید ،بازنده ای که خیلی چیزا رو از دست داده،نجابت،پاکی،ایمان وخیلی چیزای دیگر که شاید هیچ وقت برنگردند...،نا امیدتر از همیشه ،بعضی این مسیر تباهی رو تا آخر ادامه میدن و بعضی به فکر خلاص شدن از این زندگی می افتند  وخودکشی میکنند و همه دنیا و آخرت خودشان رو خراب میکنند...
ای کاش به خدا گوش میکردند که فرموده بود :شیطان بد یاوری است...

--------------------------
اگر تا کنون متوجه نبودید که در این مسیر قرار گرفتید ،و اگر هنوز به تباهی نرسیدید،بدونید که خدا بزرگترین رحم کننده هاست،خدایی که هزاران برابر از مادر برای ما مهربونه و همیشه منتظر بنده های گنهکارشه که برگردند..







نوع مطلب : مسایل اجتماعی، ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، بندگی، تباهی،


دوشنبه 20 خرداد 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار



                                      مسابقه مسابقه

در راستای اهداف شیطان و یاورانش در نظر داریم مسابقه ای با جوایز  نفیس تحت عنوان بی حجابی ترتیب بدهیم لذا از شما متقاضیان دعوت میشود حضور خود را با یک پیامک با متن :یا شیطان  ...به شماره 666666  ارسال نمایند
نکته :همه شرکت کننده گان این مسابقه از جوایز بهره مند خواهند بود..

شرایط مسابقه

1-در این مسابقه افرادی که بد حجاب تر باشند برنده خواهند بود
2-افراد چادری که آرایش میکنند و موهایشان را بیرون میگذارند از امتیاز ویزه برخوردار خواهند بود
3-پوشیدن کفش های پاشنه دار و محرک
4-نپوشیدن جوراب یا حداقل پوشیدن جوراب های رنگ پا یا رنگی محرک
5-ارادات نداشتن به خون شهدا
5- بی توجهی به دستورات قرآن و سایر ادیان آسمانی
6-شوخی و خنده با نامحرم وعشوه گری  (حتی اگر برادر شوهر،داماد یا عموی شوهر هم باشد پذیرفته است)
7-پوشیدن لباس های اندامی و بدن نما
8-استفاده از هرگونه زینت که خلاف آیه قرآن باشد
9-نداشتن ارادت به امام زمان
10-فروختن عفت و زنانگی و نجابت با قیمت ارزان
11-توجه به مدل های ماهواره و الگوهای غربی

مکان مسابقه

- کوچه و خیابان
-مدرسه و دانشگاه
-مکان های عمومی (پارک ها،سینماها)
-مهمانی های خانوادگی و دوستانه
-روی خون شهدا
-در کشور امام زمان
- در مجالس عزای امام حسین

زمان مسابقه

-از امروز تا هر زمانی زیبایی دارید..
-از امروز تا شب اول قبر...
-از امروز تا هر زمانی خدا به شیطان فرصت داده..

اهداف مسابقه


-نارضایتی خداوند
-شکستن دل امام زمان
-سیلی زدن به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
-بی حرمت کردن خون شهدا
-رضایت شیطان و یاورانش و استکبار جهانی
-لرزاندن دل جوان هایی که شرایط ازدواج ندارند
-دور کردن جوان ها از خدا و امام زمان به علت افتادن به گناه
-رواج ابتذال در جامعه
-بی میل کردن مردان جامعه به همسرانشان و تقویت حس تنوع طلبی آن ها
-غارت کردن حیا و عفت دختران
- ایجاد فضای رقابتی جهت بی حجابی
-و صد ها هدف دیگر...

معطل چه هستید !!!

همین الان ثبت نام کنید و جوایز این مسابقه را از دست ندهید...

چشم امام زمان به شماست ،یالا برای غریب تر شدنش یک قدم بردارید،شک نکن دختر! شهدا کیلویی چند هستند،شهید همت سرش جدا شد که شد،شهید باکری جنازه اش بر نگشت خب به تو چه این حرفا ،یالا موهاتو بذار بیرون،یالا آرایش کن ، دلبری کن، تو الان جوانی و باید از جوانیت استفاده کنی به تو چه که بیشتر شهدای ما جوان و زیر 25 سال بودن،به تو چه که هنوز خیلی از مادراشون منتظر برگشتن بچه هاشون هستن،اصلا بذار مادراشون بد نگاهت کنن تو چکار با نگاه اونا داری مهم اینه که تو کم نیاری پیش رفقات،مهم اینه که همه پسرای خیابون بگن چقدر زیبایی،مهم اینه که دل همه برات بلرزه...دستورات قرآن هم بی خیال شو اینا مال 1400 سال پیشه..به اینم فکر نکن که توی کربلا وقتی دختران امام حسین،عزیز دردونه های امام حسین رو با تازیانه میزدن ،زیر شلاق ها فریاد میزدن ما رو بزنید اما به حجاب ما توهین نکنید....همه این حرفا رو دور بریز و از الان وارد این مسابقه شو،نگاه کن ببین خیلی ها اومدن مواظب باش عقب نمونی از بقیه.....






نوع مطلب : شیطان و یاورانش، حجاب، 
برچسب ها : مسابقه، بی حجابی،


چهارشنبه 15 خرداد 1392 :: نویسنده : تنهاترین سردار
بسم الله الرحمن الرحیم

درد دل های چادر...
سلام
نام من  چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است..
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..
 شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود،...از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم...وقتی سیلی خورد ،  در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد،  خونی شدم... خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد،و شما با من چه کردید...شما کار را به جایی رساندید که میخواهند من و مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده . ...


از شماست که برماست..


شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با من همین کار را کردید،اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود..

عده  مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود...

 مرا وسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید ...
مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان  بیشتر جلوه کند..
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و موهایتان را بیرون گذاشتید....
 مرا به هر جایی بردید..از شانه به شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر...
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید...
به من تهمت بیماری و نفرس زدند...به سیاهی رنگم ایراد گرفتند ...و شما سعی کردید مرا عوض کنید!!

عده ای از شما در کمال بی شرمی به من مدل دادید،تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم...مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و اندامی کردید ..شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید ...

به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم تبدیل به زینت کردید ،از زیر من روسری های رنگارنگ  بیرون زدید و یادتان رفت برای چه چیز آمده ام و  اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم....
شکایت شما را خواهم کرد...به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ،به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد...





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : حجاب، چادر، درد دل،




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
درباره وبلاگ

شهدا شرمنده ایم
از این همه اختلاط بین نامحرم توی دانشگاه و اداره ها..از این حجاب غلط که مذهبی ها درست کردند و صورتشون رو توی قابی به اسم روسری لبنانی میذارن..از این که به چادر حضرت زهرا(س)مدل دادیم..از این که انقدر عادی شده محرم و نامحرم..از این که مردامون بی غیرت شدن..از این که امر به معروف قدیمی شده..شرمنده ایم

مدیر وبلاگ : تنهاترین سردار

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

b b b b2 b3 امام نقی b3
b3 نقی b2 b